۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه

خاتمی ، امامزاده ای بی معجزه


http://ahangkherad.blogspot.no/2012/03/blog-post.html


جالب است یا خیر را نمی دانم ، اما این را می دانم که ما در بادبان های سوراخی می دمیم که روزنه های باد دادن های بسیاری دارند یا اینکه  اصولا تار و پود نازکشان تحمل توفان تلنبار خواست های سرکوب شده ما را ندارد ، بنده خدا -اسطوره ما - خیلی فشار میاورد بخویش ، ولی اینکاره نیست ، این قابل نقده حتما دلایل و عللش.
 این بنده خدا - پرزیدنت خاتمی - از سر استیصال اینجاست ، ولی بنده خدا به هزار زبان و رفتار گفته و می گوید آدم دادن تاوان و مبارزه نیست ، از سال 73 - اگر اشتباه نکنم- که در مقابل خامنه ای و عدم باورش به تهاجم فرهنگی از وزارت ارشاد استعفا کرد بی سر و صدا ،مرتب در حال فرصت سوزی و عقب نشینی است ، این بیشتر از مشکل او ، مشکل ما است که بی خودی مرتب دخیل می بندیم به این بنده خدا ، بعد انتظار معجزه داریم و سر خورده می شویم . ایشان تئورسین و خطاب و یک مصلح دینی در نظر شاید باشند که هستند ، ولی یک مبارز سیاسی در فشار و تنش در محیط مخاطره آمیز ایران نیستند .ما هر دو بد شانسیم این بنده خدا باید تو پاریس بدنیا می آمد ، ما هم که آنقدر چشم و گوشمان کور و کر می شود و احساسات مان بجوش می آید که نمی خواهیم قبول کنیم این امامزاده معجزه بلد نیست .
شاید ذره ای باید به این سید محمد خاتمی استراحت بدهید و اینقدر توی منگنه نگذارید این بنده خدا را که برای نامزد شدن در سال 80 برای دور دوم دچار ریزش اشک شود و امروز برود دماوند رای بدهد !!!!!


خاتمی امامزاده ای بی معجزه ۲




نقد و سخنان پرزیدنت خاتمی نسبت به شرایط روز در دو دیدار اخیرش ، البته که اینها سخنان درست و بجا هستند ، اما متاسفانه عملکرد آقای خاتمی نشان می دهد با نزدیک شدن به بحران ، بجای تاکید بر اصول و پافشاری به یک باره همه رشته ها پنبه می کند و جایگاه و علاقه نسبت به خویش می کاهد و در حالیکه بیشتر افراد در زندان و حبس و
 حصرند بجای پایمردی در اصول اولیه ، حقوق ملت را که ملجا دیگری نمی شناسد در پای قدرتمندان تحقیر و تخفیف می دهد !!!

 مانند سخنان ایشان در عذرخواهی هر دو طرف از هم ، شرکت در انتخاباتی که خود او اصولی را برایش طرح کرده و محقق نشده بود و بی پاسخ گذاشتن پرسش ها و تنها جوابیه ای از سر خود-اسطوره دانی و تاکید بر جهل مردمان و آگاهی او به اسرار مگو !!!! پرزیدنت خاتمی جایگاه شایسته ای در نقد و نگاه و اخلاق دارد ، اما هرگزش کارنامه اش از او چهره ای مقاوم و پایدار رسم نمی کند ، شاید او رییس جمهور خوبی مثلا در فرانسه یا مالزی باشد ، اما در ایران سنگلاخ نه !

متاسفانه خاتمی ، اعتمادها و اطمبنان ها نسبت به عملکرد خود را به شدت زایل کرده و هدر داده است . کاش آقای خاتمی به جای ترسیم خطی با برانداز یا برننداز ، رابطه خود را با آزادی ، حقوق شهروندی و حقوق بشر تعریف کند ، آیا او پاسدار حقوق مردمانی است که به او رای می دهند (یا نمی دهند) یا نگهبان حاکمیتی است که شهروندانش را می کشد و به حقوق انسانی و آزادی های آنان تعرض می کند و پاسخگو نیست !

 آیا صرف آخوند بودن و عنوان اسلامی بودن حکومت باعث می شود ، در مقابل جنایتش و آمرانش سکوت شود و اصلی فریضه بقای این حکومت باشد ؟؟؟ اگر کسی برانداز باشد مسلما از روش های مدنی ، آیا حق حیات و زندگی و اشاعه افکارش را در زادبومش ندارد ؟؟؟ آیا ایران از آن ایرانیان است یا چاپلوسان و ساکتان و دوستان همراه ؟؟؟ این که ایشان خود را موظف می داند نسبت به براندازان خط کشی نماید، آیا خود، راوی جدا افتادن ایشان از حریت ، و حقوق جهانشمول انسانی و بشری و شهروندی نیست ؟؟ و کوشش نه درجهت خواست و استیفای حقوق ملت که در خوشایند حاکمیتی که به اندازه بیش از کافی ، سینه چاک دارد !!!!